ثبت نام در: دوشنبه 14 دي 1388, 03:30 قبلازظهر مکان: نیشابور نامه ها: 252
نا كرده گناه در جهان كيست؟ بگوي و آنكس كه گنه نكرد چون زيست؟ بگوي من بد كنم و تو بد مكافات دهي پس فرق ميان من و تو چيست؟ بگوي خیام چه قشنگ روزی است آنروز... روزی در برگه ی تقویم خواهند نگاشت: تعطیل رسمی-روز ظهور حضرت بقیه الله<ع>
ثبت نام در: دوشنبه 14 دي 1388, 12:35 بعدازظهر مکان: تهران نامه ها: 69
نگاهی گرم و شوق الود بر نگاهم راه میبندد ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهر زیبایی ای نگاهت باده ای در جام مینایی بشتاب.....لیک در پایان این ره.........قصر پر نور است. به نام خدایی که هستی هرچه هستی دارد از اوست......
ثبت نام در: سه شنبه 15 دي 1388, 03:06 قبلازظهر مکان: همدان نامه ها: 151
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب بدین سان خوابهارا با تو زیا میکنم هر شب تویی این کاه را چون کوه میسازد چه غوغایی در این دشت بر پاست امشب چه پیچ و تابی دراد این اتش که من این پیچ و تاب را تماشا میکنم هر شب کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی که من این واژه رو منی میکنم هر شب
بنام خدایی که برای قلب . دوست و برای اثبات دوستی اشک را افرید